Saturday, May 27, 2006

چه سان گویم ترا من دوست دارم؟


چه سان گویم ترامن دوست دارم
که نه گنجد در این شعرم برا من دوست دارم
نگاهم دید ترا بر دل بگقتا واه
از این مالک که توداری ترا من دوست دارم
سفیدی روی تو در لای مویت گر ببینم
بگویم ای مه در ابر پنهان ترا من دوست دارم
ترا درخواب دیدم که تویی در انتظارم
دوچشمم باز شدو گفتم ترا من دوست دارم
از این عشق صداقت بار که صابر داشت باتو
خدا(ج)خود گفت که ای صابر ترا من دوست دارم

Sunday, May 14, 2006

سلامونه گرانه نورالله جان ته


ای گرانه نورالله خانه
ته می زما گران یی بی حده
تاته می ورور ویلی ته خو ورور می نه یی
ته خو گران یی پر ما تر وروره پوری

سلام بر نور الله جان

Saturday, May 13, 2006

سلام بر عاشقان پاک جهان


تر دیدم ولی ای کاش هر گز
نمی لغزیدبر چشمت نگاهم
مرا دیدی ولی ای کاش هر گز
نمی لغرید بر چشمم نگاهت

نخستین روز دیدار:


نخستین روز دیدار است
و تو بگمان عشق
در من میباری
به سان برف
که حسابش نخواهد شد
در فرشته سپید برف ها
نقش ترا خواهم یافت
آنگونه که هستی


نخستین روز دیدار است
و لبخندت
مرا از غم خانه های ده ام
بیرون آرد
با هزاران زوق و شادی

عشق راستین ترینم کدام بود؟


گمان میکردم در همان لحظات شیرین
تو در کنارم باشی چنان دو بادام مغز در یک پوست
ولی ای کاش که بشکست خواهشاتم یکسر

سلام بر شما باد


آسمان آبی خوابید

چیزی که نخوابید

چشم منو درخت بید

برگ هایش می تپید

در عبور باد قهر